تبليغاتX
پرستو کنکوری

پرستو کنکوری

سلامم به گرمای قلب تو دوست

دلم لحظه ی با دلت روبروست

بگو عاشقی تا سلامت کنم

تمام دلم را بنامت کنم

خوبین

من که خوبم

چند روز که نمی اومدم رفته بودم شیراز

یعنی الان هم شیرازم

وای نمی دونین چقدر خوش می گذره

خوش بحال خودم تو تعطیلات 3 بار می شه اومدم شیراز

یه هفته دیگه می رم بوشهر

دلم واسه بوشهر تنگ شده

اصلا من نمی دونم چمه

میرم بوشهر دلم واسه اینجا تنگ می شه میام شیراز دلم واسه بوشهر تنگ می شه

 

 

خوب من نبودم خوش گذشت

اخه

نه

چرا

اهان فهمیدم

چون من نبودم

باشه از امروز به بعد من هر شب جمعه میام اوکه

منتظرم باشین

 

 

راستی یه خبر

قراره وبلاگ دیگه درست کنم

البته با همکاری شما

اخه من اگه قبول شدم دیگه کنکوری نیستم

پس تو فکر یه وبلاگ دیگه باشم بهتره

سعی می کنم پست بعدی ادرس وبلاگ جدید باشه

راستی من موندم اسمشو چی بزارم

اگه نظری داشتین بگین

می خوام بهترین اسمو انتخاب کنم

نظر همتون واسه من خیلی مهمه

 

راستی یه خبر دیگه در مورد ایدی

من بیشتر با نگین میومدم

به امید خدا از هفته ی دیگه

با یه ایدی جدید میام

اخه من از 16 ایدی که دارم راضی نیستم

نه این که خوشم نمیاد نه خیلی هم خوشم میاد

دلتون هم بخواد مگه چشونه

حالا یه دلیلی داره که نمی تونم بگم

من 16 تا ایدی دارم

از همشون خوشم میاد

دوسشون دارم

و واسه انتخاب اسمشون کلی خاطره دارم

وقتی درست کردم اینجا می نویسم اگه دوست داشتین منو اد کنین

و اونای که الان تو نگین ساحل یا پردیس و ... اد هستن می دم

البته واسه کسانی که می خوام دوستیمون ادامه داشته باشه

 

 

 

 

 

 

راستی می خوام کمی در مورد ایدی ام بگم

اگه دوست دارین بخونین

ایدی کت فیش که اولین ایدی من بود و پیمان اونو ساخت اون موقه ها من تو خط نبودم

بعدشم پردیس که باز پیمان ساخت

بهترین ایدی استقلال بلو که خیلی دوسش دارم

و رو ایدی یکی از دوستام ساختم که خیلی بچه ی خوبی بود

حالا کمتر میاد و یه خورده بد شده

و منو اذیت می کنه

شوخی کردم بهش نگینا

البته اگه منو اذیت می کنه

منم اذیتشمی کنم

و خیلی ادم با جنبه و ... هستش

و اونو داداش خودم می دونم

 

نگین ساحل ایدی دختر خالمه

بردی از یادم که بهترین دوستم

واسم درست کرد

پرسپولیس هیچه اونلی اس اس هم نظر بهرام بود

واست می میرم اسون چون از پویا (خواننده) خیلی خوشم میومد ساختم

دیونه ی عشق یو هم رو ایدی یکی از دوستام

دارم از تو می نویسم نظر پارمیدا بود

همیشه مجرم ولی بی گناه نظر خودم بود

.............

............دیگه بکم

اوکه نمی گم

اخه خودم دیگه ایدیامو فراموش کردم

ااااا نخند

 

 

میخوام کمی از دوستام تشکر کنم البته با عکسشون

من که بیشترشون رو ندیدم اما فکر کنم این شکلی باشن

اولش که عکس خودم

پریوش ابجی گلم

که خیلی دوسش دارم

 

 

فرشته بهترین دوستم که خیلی دوسش دارم

امید وارم حرفی که واسش زدم به کسی نگه

 

 

مجتبی از تبریز داداش گلم

 

 

مهرداد پسر خاله ی مجتبی

 

 

فرشاد از شاهین شهر داداش گلم که کم پیدا شده

 

 

 

پارمیدا از شیراز 19 ساله

 

 

ستاره دوست گلم از کرمان 20

 

 

  

مینا از اصفهان 21 خواهر گلم

 

 

سارا جون

 

 

ایدا قربونش برم

 

 

 

 

محمد از فسا 19 که کم پیدا شده(تولدت مبارک*)

     

    

 

 

 

امین 21داداش محمد از فسا

 

 

 

پیمان از بوکان داداش گلم

 

 

 

احمد که واقعا این چند روزا منو خیلی اذیت می کنه انشاالله خوا یه عقلی بهش بده

 

 

 

مریم و محمد دو نامزد خوشبخت

 

 

 

 

ایلیاد لوسسسسس

داداش کوچولو

 

 

همه ناز و اریا که همسایمون هستن و بد جوری عاشق هم شده حالا جالبه بدونین که چند سالشونه

همه ناز 5

اریا 5.5

مسخرست بخدا

 

 

 

اگه کسی از قلم افتاد سوری

 

 

 

قبل از خدا حافظی می خوام یه ترانه ی بنویسم که حتما اونو شنیدین

اگه می دونین کی می خونه خواهش می کنم بهم بگین اوکه می خوام کاستش رو بخرم

 

 

 

دوباره دل هواي با تو بودن کرده

نگو اين دل دوري عشقت و باور کرده

دل من خسته از اين دست به دعاها بردن

همه آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من يه آرزو دارم تو سينه

که دوباره چشم من تو رو ببينه

واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا مي دم

آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم

توي هفتا آسمون تو تک ستاره مني

بخدا ناز دو چشمات و به دنيا نمي دم

حالا من يه آرزو دارم تو سينه

که دوباره چشم من تو رو ببينه

 

 

 

 

 

بای تا های

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 1:29  توسط پرستو  | 

سلام

سلام

 

اگه خواست يه روز نباشه، توي خلوت شبونه ام

ای خدا کاری کن اون شب از غم عشقش بمیرم

 

 

 

خیلی دلم براتون تنگ شده بود

اما خوب چه می شه کرد

ماییم و این کنکور......

امید وارم همه قبول شن

من که همیشه بعد از نماز براتون دعا می کنم

شما هم واسم دعا کنید

خوب دعا نکنید

چه کارتون دارم

من که دعا میکنم

 

 

 

امروز اصلا حوصله ی نوشتن رو ندارم

از یه موضوعی خیلی ناراحتم

شاید فکر کنین من ناراحتم چون کنکور رو بد دادم اما نه

کنکور دولتی زبان اختصاصی رو خیلی خوب دادم

ازاد که اب بود

 

اما نه من ناراحتم چون

وبلاگی که با تمام وجود دوستش داشتم رو تعطیل کردم

اون وبلاگ عشق من بود

راستی

هر کی وبلاگ عشقولانه رو می خواد بگه تا پسورد شو بهش بدم

بعد هم بره و پسوردشو عوض کنه

اینم وبلاگ عشقولانه

واسه کسانی که اونو ندیدن

می دونم وبلاگ جالبی نیست

اما خوب شاید یکی باشه که از این

وبلاگ ما خوشش اومده باشه

http://www.romantik-200.blogfa.com/

خوب دیگه بی خیال

 

 

قابل توجه داوطلبین کنکور

اگر داوطلبی در کنکور پزیرفته نشد

هیچ تخصیری متوجه ی او نیست

زیرا سال فقط 365 روز دارد در حالی که............

1-در سال 52 جمعه داریم که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب313 روز باقی میماند

2-حداقل 50 روزتعطیلات تابستان است و چون هوا گرم است مطالعه ی دقیق مشکل است پس 263روز باقی مانده است

3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122روز می شود بنابراین 141 روز باقی می ماند

4- برای سلامت جسم و روح روزانه یک ساعت تفریح لازم است که جمعا" 15روز می شود پس 126 روز باقی می ماند

5- دو ساعت هم در روز برای خوردن غذا(صبحانه نهار شام)لازم است که در کل 30 روز می شود پس 96 روز دیگر باقی می ماند

6- یک ساعت برای گفتگو و تبادل نظر افکار به صورت تلفنی با دیگران ضروری است

زیرا انسان موجودی است اجتماعی این خود 15 روز از کل سال است بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند

7-روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص می دهد و نظر به

حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان 36 روز دیگر باقی می ماند

8- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دسته کم 30 روز در سال است مگر

می توان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟؟؟؟؟؟ پس 6 روز دیگر باقی می ماند

9- در سال حداقل 3 روزبه بیماری می گذرد و 3 روز باقی می ماند

10- سینما رفتن و ورزش کردن و سایر امور شخصی هم لااقل 2 روز از سال را پر می کند پس فقط یه روزدیگر باقی می ماند

11- یک روز باقی مانده ان هم روز تولد شماست و چگونه می توان

در ان روز بخصوص درس خواند !!!!!!!!!!!پس داوطلبان کنکور بی خیال شوند

 

 

یه پسر خوب چه خوصیاتی باید داشته باشه

يک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گير نميدهد

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روی بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشی نميکشد

يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگی از راهداری و شهرداری خيابانهای شهر را متر نميکند

 

يک پسر خوب دکمه های پراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می کند

يک پسر خوب روزی ۳بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند

يک پسر خوب تا قبل از ازدواج ۵۰ بار عاشق نشده و هر دفعه ادعای وحدت در عشق نميکند

 

يک پسر خوب بجای سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويی اقتصادی کرده باشد

.

يک پسر خوب تنها جوکهايی را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامی٬وزارت بهداشت٬ وزارت مبارزه با تبعيضات استانی و ... باشد .

  

 

 

و چند عکسی براتون گذاشتم که ۳تای اولیش خودم درست کردم امید وارم خوشتون بیاد

 

 

اگه تو حتی خاطره باشی

بازهم قشنگه مال من باشی

هرجا که هستی هرجا که باشی

خدانگهدار

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 1:33  توسط پرستو  | 

به نام یار

 

سلام من اومدم  ببخشید دیر شد
پرستو اپ نمی کرد چون
1درس می خوند
2بابا نمی ذاشت
 3خودم حوصله نداشتم
4با یکی که به خاطر اون من میومدم قهر بودم

 

عشق يعنی با پرستو پر زدن

 

با تو من چه کرده بودم که چنين مرا شکستی؟

 

 


کاش دلتنگ شقایق ها شویم
 به نگاه سرخشان عادت کنیم
 کاش شب وقتی که تنها می شویم
 با خدای یاس ها خلوت کنیم
 کاش گاهی در مسیر زندگی
 باری از دوش نگاهی کم کنیم
 فاصله های میان خویش را
 با خطوط دوستی مبهم کنیم
 کاش با چشمانمان عهدی کنیم
 وقتی از اینجا به دریا می رویم
 جای بازی با صدای موج ها
 دردهای آبیش را بشنویم
 کاش مثل آب،مثل چشمه سار
 گونه ی نیلوفری را تر کنیم
 ما همه روزی از اینجا می رویم
 کاش این پرواز را باور کنیم

 

عجب صبری خدا دارد....
می خوام


دعام کنين
دیگه می خوام کمتر بیام
واسم خیلی دعا کنید

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 0:27  توسط پرستو  | 

IN THE NAME OF GOD

عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی چو*احسان پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست عشق يعنی همچو من شيدا شدن عشق يعنی قطره و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد و محنت در درون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود

و در اخر یک بای

اینم وبلاگای منه حتما" برین

نظر زور هم بدین

http://www.romantik-200.blogfa.com/

http://parastooo-konkori200.blogfa.com/

من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم

ازدشت شقایقها باعشق گذرکردیم

گفتی وقتی پاییزه همه دنیا غم انگیزه با اون برگا که میریزه

گل عشقت نمی ریزه

گفتم گل عشق من خزونا دیگه گل داده تموم دلخوشیش اینه

زیر پای تو افتاده

گفتم بهارا چی وقتی گریونه ابرا چی از عشق ساحل وقتی مجنون دریا چی

گفتم از تو می ترسم یه وقت بری و تنها شم از این هجران از این دوری منم هم درد ابرا شم

گفتم اگه من مردم چقدر به من وفاداری عشق رو به فراموشی چند روزه تو میسپاری

گفتم تو که میدونی سر خاک تو می میرم ولی تا لحظه ی مردن دل از تو نمی گیره

گفتی نگفتم از غم تو دارم دیونه می شم حالا دیونه گی ها مو تماشا کن

گفتم عاشق دیونه گی هاتم بلاگردون چشماتم

تقدیم به بهترینم میلاد))

این ترانه ی از مسعود فردمنش حتما گوش بدین

خوب اگه نمی خوای گوش بدی گوش نده ........ چرا میزنی

 

                

آسمون دلتون هیچ وقت بی ستاره نشه

 

 

قابل توجه داوطلبین کنکور

 

اگر داوطلبی در کنکور پزیرفته نشد

هیچ تخصیری متوجه ی او نیست

زیرا سال فقط 365 روز دارد در حالی که............

1-در سال 52 جمعه داریم که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب313 روز باقی میماند

2-حداقل 50 روزتعطیلات تابستان است و چون هوا گرم است مطالعه ی دقیق مشکل است پس 263روز باقی مانده است

3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122روز می شود بنابراین 141 روز باقی می ماند

4- برای سلامت جسم و روح روزانه یک ساعت تفریح لازم است که جمعا" 15روز می شود پس 126 روز باقی می ماند

5- دو ساعت هم در روز برای خوردن غذا(صبحانه نهار شام)لازم است که در کل 30 روز می شود پس 96 روز دیگر باقی می ماند

6- یک ساعت برای گفتگو و تبادل نظر افکار به صورت تلفنی با دیگران ضروری است زیرا انسان موجودی است اجتماعی این خود 15 روز از کل سال است بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند

7-روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص می دهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان 36 روز دیگر باقی می ماند

8- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دسته کم 30 روز در سال است مگر می توان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟؟؟؟؟؟ پس 6 روز دیگر باقی می ماند

9- در سال حداقل 3 روزبه بیماری می گذرد و 3 روز باقی می ماند

10- سینما رفتن و ورزش کردن و سایر امور شخصی هم لااقل 2 روز از سال را پر می کند پس فقط یه روزدیگر باقی می ماند

11- یک روز باقی مانده ان هم روز تولد شماست و چگونه می توان در ان روز بخصوص درس خواند !!!!!!!!!!!پس داوطلبان کنکور بی خیال شوند

 

 

نام اون کسی که می پرستی

تورو دوست دارمت هرجا که هستی

نباشم زنده اون روزو ببینم

شکستی عهدی که با من تو بستی

 

 

** اهداف و آرزوهايت را با توجه به آن چه كه ديگران با اهميت تصور ميكنند، تعيين نكن، زيرا فقط تو ميداني كه چه چيزي برايت بهترين است**

 

------*******-- --- قربونِت --- فدات --- كوچيكِت --- دوستدارِت --*******------

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 0:23  توسط پرستو  | 

به نام یار

 

 

سلامم به گرمای قلب تو دوست

دلم لحظه ی با دلت روبروست

بگو عاشقی تا سلامت کنم

تمام دلم را بنامت کنم

(بگودیگه)

 

 

راستی اینا وبلاگای من هستن برین شاید براتون جالب تر از این باشه

http://parastoo-barani.blogfa.com/

http://www.romantik-200.blogfa.com/

راستی تا یادم نرفته بگم که اگه اینجا یا تو وبلاگای دیگم نظر ندادی خواهش میکنم دیگه این ورا پیدات نشه شنیدی که چی گفتم

 

اینم شعر تیتراژفیلم مورد علاقه ی من

        

رودها در جاري شدن،علفها

در سبز شدن معني پيدا ميكنند

كوهها با قلهها و درياها با موجها

زندگي پيدا ميكنند و انسانها

همه انسانها با عشق فقط با عشق

پس بارخدايا بر من رحم كن

بر من كه ميدانم ناتوانم رحم کن

باشد خانهاي نداشته باشم

باشد لباس فاخري بر تن نداشته باشم

باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم

اما هرگز نباشدهرگز نباشد

كه در قلبم عشق نباشد

و خداوند عشق را افرید.........اخه چرا افرید

بخدا اگه خدا میفهمید که با افریدن عشق من بدبخت میشم .............نمی افرید(چشمک)

اخه شما که نمی دونین چی شده

 

دیگر چه می توانم باشم,جز سراسر عذرخواهی...

دیگر چه می توانم باشم,وقتی همه خوشحالند...

دیگر چه می توانم بنویسم,من حق چنین کاری ندارم...

دیگر چه می توانم باشم,جز سراسر عذرخواهی...

برای تو

دلم می خواست مثل تو بودم,به راحتی سرگرم می شدم...

به اشیانه خودم بر می گشتم و در تنهایی خودم می مردم...

همان گونه که تو برگشتی و در تنهایی خودت مردی...

برای من

 

 

و مرگ چیزی از جنس فراموشی است ...

و آدمی چیزی از گونه‌ی فراموشکاران

 

                        

بازا به دلم که حسرت دیرینی

تاریکی سینه ی مرا پروینی

با ان که دو صد زخم به دل می کاری

ار عشق بیا که باز هم شیرینی

مریم رجائی

 

 

کف پا به هر زمینی که رسد تو نازنین را

به لب خیال بوسم همه عمر ان زمین را

 

 

 

و باز هم می گویم حرف همیشه ام را

وقتی سرنوشت حکم می راند نگرانی بی ثمر است

 

خدايا ... روزگار خلاف آرزوهايم مي‌چرخد

                     

خوب بچه ها قبل از رفتن يه پيشنهاد

همتونو دوست دارم.برا همين اين پيشنهادو ميكنم .با آدماي دورو و دروغگو دوست نشين .چون اونا يه روزي زَهرشونو مي ريزن روي دلِ قشنگتون مواظب خودتون باشيد تا سلامی دیگر

 

از طرف پرستو کنکوری برسد به دست ان کسی که دلمو شکست از اینجا هم بهش می گم که خیلی نامردی بود بخدا نا مردی بود اخه چرا مگه من چه کار کرده بودم بخدا هر چی گفتی گفتم چشم پس چرا هان چرا

خواهش می کنم بیا و جوا سوالمو بده

خواهش می کنم

................

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 23:42  توسط پرستو  | 

به نام او که وخودم ز وجود اوست

 

 

کاش مي شد خالي از تشويش شد
برگ سبز تحفه درويش شد

کاش تا دل مي گرفت و مي شکست
عشق مي امد کنارش مي نشست

کاش من هم يک قناري مي شدم
در تب آواز جاري مي شدم

بال در بال کبوتر مي زدم
آن طرفتر ها کمي سر مي زدم

با قناري ها غزل خوان مي شدم
پشت هر آواز پنهان مي شدم

آي مردم ! من غريبستاني ام
امتداد لحظه ي باراني ام

شهر من آن سوتر از پروانه هاست
در حريم آبي افسانه هاست

شهر من بوي تغزل مي دهد
هر که مي آيد به او گل مي دهد

دشت هاي سبز و وسعتهاي ناب
نسترن، نرگس، شقايق ، آفتاب
بهمنی

کاش فاصلمون اینقدر زیاد نبود

 

کاش دلتنگ شقایق ها شویم

به نگاه سرخشان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می شویم

با خدای یاس ها خلوت کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی

باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله های میان خویش را

با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش با چشمانمان عهدی کنیم

وقتی از اینجا به دریا می رویم

جای بازی با صدای موج ها

دردهای آبیش را بشنویم

کاش مثل آب،مثل چشمه سار

گونه ی نیلوفری را تر کنیم

ما همه روزی از اینجا می رویم

کاش این پرواز را باور کنیم

 

کاش می شد تا شقایق ها گریست

کاش می شد یک تبسم آفرید

کاش می شد چون ستاره پاک بود

آسمان را با صداقت دوست داشت

 

میخوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه

به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه

یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری

بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری

یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه

فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه

اگه بری شبا چشام یه لحظه ام خواب ندارن

آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن

راستی دلت میاد بری؟ بدون من بری سفر؟

بدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر؟

اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم؟

اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟

حتی اگه دلت نخواد اسم تو , تو قلب منه

چهرهء تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه

 

پرستوهای عاشق را در آسمان پرواز می دهم

واز زیباترین قاصدک ها می خواهم بگویند دوستت دارم

واز ستارگان آسمان می خواهم که در شب موعود نور افشانی کنند

و از تو می خواهم دوستم داشته باشی تا ابد با صداقت

 

 

شاید شعر بعدی براتون بی مزه باشه اما بخونیدش اولش قشنگه بعد یه کم بی مزه میشه

آهای آهای خبر خبر
یکی عاشقم شده
عاشق ترانه هام
عاشق جونم شده

یکی از راهای دور
برای دیدنم میاد

برای بردن من
به اوج رویاهام میاد

دیگه تموم قصه های من
قصه های ناتموم من
همه شعرامو به اون میدم
همه حرفامو به اون میگم
اما اون خونده تمام شعرامو
شنیده تمام حرفامو

اما اون شعر و قصه نمیخواد
حرفهای عاشقونه نیخواد
اون فقط منو میخواد
منو برای خودش میخواد

خبر دادن برام هدیه میاره
یه لباس سفید قشنگ
برای باقی عمرم میاره

عاشق من قرار که زود بیاد
با یه بنز آخرین مدل
برای بردنم بیاد

دوست دارم همه جا داد بزنم
تو کوچه ها فریاد بزنم

آهای آهای خبر خبر
یکی عاشقم شده
باید همه مردم ببینن

 

 

خدا كنه...
كه حسرتِ خوشي به قلبت بمونه

يه بي وفا...
مثلِ خودت ريشه هاتو بخشكونه

يكي باشه...
كه هر نفس آتيش به جونت بزنه

بهت خيانت بكنه...
زخمه زبونت بزنه
...
كاشكي اونم بدونه كه...خوبي بهت نيومده
!
اين همه خوبي آخرش...چي به سرِ من اومده
!
حالا كه ميري يه نظر،پشتِ سرت رو هم ببين
!
ببين كه تنها نميشم،تنها تو باختي نازنين
!
همين قدم كه خواستمت،از سرتم زياديه
!!
فك نكني تو قلبِ من،يه لحظه از تو ياديه!!

خيال نكن به يادتم...بدون كه مُردي تو دلم!
خودت ميدوني جاي عشق،نفرتُ كاشتي تو دلم!

پشتِ سرت...هر جا بري...
نفرينِ من به راهته
...
به اون دلِ در به دره،به اون چشه سياهته
!
آهاي رفيقِ نميه راه
...
آي تو كه تنها ميميري
...
فقط يه نفرين ميكنم
...
تو اوجِ غربت بميري
!!!
تو اوجِ غربت بميري
!!!
تو اوجِ غربت بميري
!!!
تو اوجِ غربت بميري!!!

تو اوجِ غربت بميري

 

نفرين به من...
نفرين به تو
...
نفرين به عشقِ من و تو
!
به ساده بودنه منو
...
به اون دلِ سياهِ تو

 

 

خواستم بگویم دوستت دارم

دیدم این روزها گرگ هم برای بره ها این را می خواند(به هدفی)

خواستم بگویم بی تو می میرم دیدم قول داده ام دروغ نگویمت

خواستم بگویم روز و شب به تو فکر می کنم

گفتم پس گشنه ها و در بندان کجای فکر منند

خواستم بگویم تو بهترینی دیدم علی را چه کنم

خواستم بگویم عاشقت هستم دیدم مردم گرسنه عشق چه می دانند چیست

خواستم بگویم تا ابد مال من باش دیدم خدا به تو اختیار داده است و انتخاب

خواستم بگویم ...

نگفتم و نگاهت کردم تا خودت بدانی که هستم و برای من که هستی

 

 

 

 

 

فرشته

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

می گن دسای ناز تو مهمون دستای دیگس
یه شب تو دستای منه فردا ولی جای دیگس


می گن تو راست نگفتی که تا آخرش مال منی
چشمای رنگ عسلت دنبال چشمای دیگس

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

اینورو اونور شنیدم تازگیا زیاد میری
همیشه با من نمیای هر جا دلت میخواد میری

با من غریبی میکنی.هرچی میگم نمی دونی
حس میکنم خسته شدی .میخوای منو برنجونی

دلم گواهی میده تو. دنبال یه بهونه ای
همش دلت می خواد بری میگم بمون نمیمونی

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟

آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

تو طول راهت نکنه قلبتو دادی به کسی
اون کیه که به جای من شبا براش دلواپسی

چند شبه دیوونه شدم نمیشه باور بکنم
با کابوس نداشتنت زندگیمو سر بکنم


شاید می خوان بین مارو دیوار ابری بکشن
باید بشینم یه گوشه یه فکر بهتر بکنم

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

یعنی دروغه که تورو این روزا دیدن با یکی
یا خواستی امتحان کنی عاشقیمو یواشکی؟

حق با دل من بوده یاچشم و نگاهای همه؟
{
بازخودمو گول میزنم با قصه های الکی}

دلم داره بهم میگه نگاش مث گذشته نیست

نه اون کسی که خودشوبرای تو می کشته نیست

قصه ی اولا قصه ی یه فرشته بود
همون دل منو شکست حالا دیگه فرشته نیست

فرشته دل نمیشکنه اهل بهشته باوفاس
خیانت و شکستنم فقط مال ما آدماس

اخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟
آدم میتونه بد باشه مگه فرشته هم بده؟

شعر از مریم حیدر زاده

 

 

 

 

 

 

 

 

اميدوارم بعد از اين بيشتر بيام

پ.ن :

هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز

پیروزتان امروز

امروزتان هر روز

هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز

اسگل شدی امروز

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 1:0  توسط پرستو  | 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 0:51  توسط پرستو  | 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 0:46  توسط پرستو  | 

به نام یار

سلام دوستای گلم امروز اصلا" حوصله ندارم اخه می دونین دیشب چی شد

اخه می ترسم فکر بد بد کنین من نمی دونم چرا بعضیا باور نمی کنن که میلاد داداشمه یعنی مثل داداشواسه من بخدا راست می گم

حالا کسانی که حسودی می کردن بدونن که من و میلاد واسه همیشه از هم جدا شدیم

منم از اد لیستم اونو پاک کردم واسه همیشه

دلم نمیومد اما مجبور شدم

اگه هم بدونین چرا قهر کردیم بخدا میخندین

من نمی دونم چرا بعضیا حسودی می کردن که من فقط با اون چت می کنم

همینجا هم می خوام جواب همتون بدم که................

من از پسرا خیلی بدم میاد و اصلا" حوصله ی اونا رو ندارم

چون همه ی پسرا نامردن مثل م

حالا بماند که این م کیه

بخدا منظورم با میلاد نیست با یکی دیگم که خودش می دونه

میلاد پسری بود که واقعا" صداقت تو حرفاش بود نه مثل شماها که تا یه چیزی میگین تابلو بود که دروغه

میلاد پسری بود که...........

نمی دونم یعنی نمی تونم با حرفام اونو توصیف کنم

اون کسی بود که..............

نمی تونم بخدا نمی تونم فقط اینو می تونم بگم که من به برادرم پیمان خیلی نزدیکم خیلی خیلی اما شاید اون حرفای که واسه میلاد گفته بودم به داداش اصلی خودم نگفتم

و همین جا میگم که من میلاد و بیشتر از داداشه خودم .............................

می ترسم منظور بگیرین

به پیر به پیغمبر من اصلا" منظور ندارم

اصلا" بزارین خیالتون رو راحت کنم که میلاد درسته متولد 67 مثل خودمه اما از من کوچولو تره

اصلا" میلاد سوم من پیش

خلاصه ما هم رفتیم

 

 

بابای

امید وارم یه روز م پشیمون بشه از کارای که کرد

بابای

دوستای گلم(خلم)

نه فعلا" هستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 0:34  توسط پرستو  | 

HAPPY NEW YEAR

............................................

I hope you have a good year with your family

A year with hedthy happinssend success

And your days are btter than before

with the best wish for you

 

 

.............................................................................................................................

.....................................................................................................................................................................................................

 

یادته یه روز بهم گفتی:هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون...

که یک موقع کسی اشکاتو نبینه...

گفتم:اگه بارون نیومد چی؟؟؟

گفتی:اگه چشمهای قشنگ تو بباره,اسمون گریش می گیره...

گفتم:یک خواهش ازت دارم...وقتی اسمون چشمام خواست بباره

منو تنها نذار....

گفتی: به چشم....

اما امروز من دارم گریه می کنم ولی اسمون نمی باره .........

تو هم اون دوردورا ایستادی داری به من می خندی

 

 

 

............................................................................................................................................................................................

بچه که بودیم عاشق مداد رنگی بودیم...هر رنگی دلمون می خواست به زندگی می زدی.

بزرگ که شدیم نوک مداد رنگیها کند شده بودو ما مجبور بودیم بتراشیمشون...

مدادها کوچک وکوچکتر می شدندو تیغ مداد تراش هم کندتر...

باز بزرگتر شدیم...اونقدر مداد هایمان را تراشیده بودیم که به سختی می گرفتیمشون...

اما باز هم رنگی به زندگی می زدند...

پیر که بشیم همه رنگهای جعبه مداد رنگی تموم میشه...اونوقته که مدادسیاه که تا الان

بی استفاده مونده و مثل وزیر سنگ دل میمونه,با تموم قدرت میاد...

رنگ مرگ به زندگی میزندو تموم

 

 

.........................................................................................................................................................................................................

 

بهت نمی گم دوست دارم...ولی قسم می خورمدوست دارم...

بهت نمی گم هر چی بخوای بهت می دم...چون همه چیزم تویی...

نمی خوام خوابت رو ببینم...چون خیال تو خوشتر از خوابه...

اگه یه روز چشمات پر اشک شدو دنبال شانه ای گشتی تا گریه کنی...

منو صدا کن...قول می دم اشکاتو پاک کنم و منم باهات گریه کنم...

اگه دنبال مجسم ی سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی...

منو صدا کن...قول می دم ساکت بمونم...

اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرتت رو تو اون خالی کنی...

منو صدا کن...قلبم تنها خرابه ی وجود توست...

اگه یه روز من صدات کردمکه بهت نیاز دارم...نگو کجایی...

فقط یه لحظه چشمات رو ببند و به من فکر کن...فقط همین...

می دونم که اینم زیاده...پس اینم ازت نمی خوام

 

............................................................................................................................................

------*******-- ممنونِت --- قربونِت --- فدات --- كوچيكِت --- دوستدارِت --*******------

............................................................................................................................................

 

 

آسمون دلتون هیچ وقت بی ستاره نشه

آرزمند آرزوهای شما

 

 

 

 

اینم واسه میلاد(گل)ها چی فکر کردی هااااااااااااااا گله دیگه مثل شما که خل نیست آسمون دلتون هیچ وقت بی ستاره نشه

کاش در دهکده عشق فراوانی بود

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب

روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد

قرض می داد به ما هر چه پریشانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پر از زمزمه و الهامست

کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چه قدر شعر نوشتیم برای باران

غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمیرفت به این زودی ها

دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش دلها پر افسانه نیما می شد

و به یادش همه شب ماه چراغانی بود

کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر

غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود

کاش دنیای دل ما شب از این شب ها

غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

دل اگر گرفت دعایش بکنیم

راز این شعر همین مصرع پایانی بود

 

 

 

 

 

زمین بخون تو تشنه است

آسمونی باش

 

 

.........................................................

 

و مرگ چیزی از جنس فراموشی است ...

و آدمی چیزی از گونه‌ی فراموشکاران

............................................................

 

اري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نياندشم
كه همين دوست داشتن زيباست

...........................................................

 

 

دهانت را مي‌بويند

مبادا كه گفته باشي دوستت مي‌دارم.

دلت را مي‌بويند

مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غريبي‌ست، نازنين

و عشق را

كنار تيرك راهبند

تازيانه مي‌زنند.

عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد

در اين بن بست كج و پيچ سرما

آتش را به سوختبار سرود و شعر

فروزان مي‌دارند.

به انديشيدن خطر مكن.

روزگار غريبي‌ست، نازنين

آنكه بر در مي‌كوبد شباهنگام

به كشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد

آنك، قصابانند

بر گذرگاه‌ها مستقر

با كنده و ساطوري خونالود

روزگار غریبیست، نازنین

و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد

كباب قناري

بر آتش سوسن و ياس

روزگار غريبي‌ست، نازنين

ابليس پيروز مست

سورعزای ما را بر سفره نشسته است

خدا را در پستوي خانه نهان بايد كرد

31 تير 58.... احمد شاملو

 

 

 

 

 

 

اگر از به دنیا امدنم راضی بودم,هرگز به هنگام تولد نمی گریستم...

 

 

نمی دونم که تو رو نفرین کنم یا این دلم

نمی دونم تو حل مشکلی یا مشکلم

با تو عاشقونه بودم پس چرا

حسرت یه روز عشق موند به دلم

با شاهنامه بودم نه یه غزل

با تو رود خونه بودم نه یه قنات

یه روزی من و تو بودیمو حالا

............................

منو تنهایی و یه عمر خاطرات

 

 

 

 

وقتی رفتی

همه چی رفت

همه ی دلبستگی رفت

شب و روز من یکی شد

حتی حس زندگی رفت

دیگه بی تو

مرده بودم

حرف مردم شده بودم

تو اغوش نبودت

تو خودم گم شده بودم

وقتی رفتی

تازه فهمیدم چی بودی

برای من تپش زندگی بودی

وقتی رفتی

دیگه اون پنجره خوابید

وقتی رفتی

اره رفتی

وقتی رفتی

از تو مونده یادگاری

واسه ی من بیقراری

خنده رو لبامه اما

از دلم خبر نداری

نه تو بودی

نه ترانه

نه یه حرف عاشقانه

من مگه از تو چی خواستم

فقط و فقط بهانه

............

ببخش که زیاد شد

 

 

 

 

 

هر کاری کردم که تو رو

گم کنم از خاطر هام

به در بسته خورمو

باز از تو گم شد لحظه هام

خاطرات بودنت چه جور فراموشش کنم

دلی که تو اتیش زدی چه جوری خاموشش کنم

جای نگاتو پر نکرد هیچ کسی با هرچی که بود

انگاری تو خون منی

تو پوست و گوشت و تارو پود

دروغ نمی گم بعد تو خیلی ها رفتن اومدن

اما توی نگاه من هیچ کدومش توووووووووووو نشدن

.............................

..............................

..........................

فکر نکنی ازت میخوام

بیای و با من بمونی

اینا رو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی

............................

...............................

 

 

 

 

 

 

يادت باشه....گاهي وقتا مثلاً آخر شب که مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست که يکم اونور تر از تو مي تپه واسه تو....

يادت باشه که فقط تو بودي که تونستي وارد قلبم بشي بدون اينکه قفلشو بشکني....
يادت باشه من هر شب با اسمت همصدا مي شم و تو روياهام با تو حرف مي زنم تا سبک شم تويي که حتي يادت و خيالت هم آرامش بخشه... هيچ مي دوني که وقتي يه کوچولو ازم دور ميشي من چقدر غصه دار ميشم؟ اون موقع است که چشماي غمگينم دنبال چشماي سياه قشنگت مي گرده که با هر بار نگاه کلي انرژي ازشون دريافت کنه...دستام دنبال دستاي مهربونت مي گرده تا احساست کنه.....بدونه که هستي...هميشه مي موني ...خودت مي دوني که اين واژه ها نمي تونن اون چيزي که تو عمق وجودمه ابراز کنن...وقتي مي خوام از تو بنويسم نه تنها واژه ها در مقابلت کم ميارن ...بلکه حتي به احترام حضور سبز و مهربونت سره تعظيم در مقابلت خم مي کنند

 

......................................................................................................................................

 

خوب بچه ها قبل از رفتن يه پيشنهاد:

همتونو دوست دارم.برا همين اين پيشنهادو ميكنم .با آدماي دورو و دروغگو دوست نشين .چون اونا يه روزي زَهرشونو مي ريزن روي دلِ قشنگتون .مواظب خودتون باشيد

 

دیگه نمی گم نظر بدین

هر جور راحتین

میخوای بده نمی خوای نده

ااااااااااااااااااااااااااااا

التماست هم نمی کنم

 

اما خواهش میکنم واسم دعا کنین

خواهش میکنم

اااااااااااااااااااااااااا دارم خواهش میکنم ا

شما ها دیگه

هان

چی

ااااااااااا

نمی شنوم چی میگین

چی ی ی ی

هان

میگین چه دعای کنین

باشه

میگم

اااااااااااااااااااا

نه نمیگم

مگه شهر هرته

اااااااااااااا

بوشهرمون که شهر هرته

نه اصلا" کی گفته

هاااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااا

یه وقت نظر ندی....................اخه می ترسم کارت اینترنت تموم بشه

یااااااااااااااااااا پول زور ازت بگیرن

ببخشید زیاد شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 0:32  توسط پرستو  | 

قابل توجه داوطلبین کنکور

اگر داوطلبی در کنکور پزیرفته نشد

هیچ تخصیری متوجه ی او نیست

زیرا سال فقط 365 روز دارد در حالی که............

1-در سال 52 جمعه داریم که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب313 روز باقی میماند

2-حداقل 50 روزتعطیلات تابستان است و چون هوا گرم است مطالعه ی دقیق مشکل است پس 263روز باقی مانده است

3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122روز می شود بنابراین 141 روز باقی می ماند

4- برای سلامت جسم و روح روزانه یک ساعت تفریح لازم است که جمعا" 15روز می شود پس 126 روز باقی می ماند

5- دو ساعت هم در روز برای خوردن غذا(صبحانه نهار شام)لازم است که در کل 30 روز می شود پس 96 روز دیگر باقی می ماند

6- یک ساعت برای گفتگو و تبادل نظر افکار به صورت تلفنی با دیگران ضروری است زیرا انسان موجودی است اجتماعی این خود 15 روز از کل سال است بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند

7-روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص می دهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان 36 روز دیگر باقی می ماند

8- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دسته کم 30 روز در سال است مگر می توان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟؟؟؟؟؟ پس 6 روز دیگر باقی می ماند

9- در سال حداقل 3 روزبه بیماری می گذرد و 3 روز باقی می ماند

10- سینما رفتن و ورزش کردن و سایر امور شخصی هم لااقل 2 روز از سال را پر می کند پس فقط یه روزدیگر باقی می ماند

11- یک روز باقی مانده ان هم روز تولد شماست و چگونه می توان در ان روز بخصوص درس خواند !!!!!!!!!!!پس داوطلبان کنکور بی خیال شوند

 

............................................................................................................................................................................................................

 

یک داستان خنده دار

شنل قرمزی

يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :

چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره

قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين

اسکی .

شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه

می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .

يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام . .

بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .

حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .

حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی . .

شنل قرمزی: حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟

شنل قرمزی: برو دختره ...........................................

شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .

ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن

شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!! .

با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون . .

نل : حالا گير نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .

زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .

نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .

شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!

دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .

نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .

بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه . .

ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 0:31  توسط پرستو  | 

باور ندارم آنکه دل را کرد ویران رفته باشد

باور ندارم آنکه عشق را در وجودم کرد سوزان رفته باشد

باور ندارم آنکه چشمانم را کرد گریان رفته باشد

باور ندارم آنکه به سخره گرفت جهان را رفته باشد

باور ندارم آنکه گرسنگان را کرد سیران رفته باشد

باور ندارم آنکه زمین را کرد آسمان رفته باشد

باور ندارم آنکه پیر را کرد جوان رفته باشد

باور ندارم آنکه مرا گذارد بین منتظران اینک رفته باشد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 19:36  توسط پرستو  | 

 

 

 

 

بچه که بودیم عاشق مداد رنگی بودیم...هر رنگی دلمون می خواست به زندگی می زدیم.

بزرگ که شدیم نوک مداد رنگیها کند شده بودو ما مجبور بودیم بتراشیمشون...

مدادها کوچک وکوچکتر می شدندو تیغ مداد تراش هم کندتر...

باز بزرگتر شدیم...اونقدر مداد هایمان را تراشیده بودیم که به سختی می گرفتیمشون...

اما باز هم رنگی به زندگی می زدند...

پیر که بشیم همه رنگهای جعبه مداد رنگی تموم میشه...اونوقته که مدادسیاه که تا الان

بی استفاده مونده و مثل وزیر سنگ دل میمونه,با تموم قدرت میاد...

رنگ مرگ به زندگی میزندو تموم

 

 

اگر از به دنیا امدنم راضی بودم,هرگز به هنگام تولد نمی گریستم...

 

 

 

 

 

 

هرکی میخواد تبادل لینک کنه تو قسمت نظرات بنویسه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 19:31  توسط پرستو  | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 19:25  توسط پرستو  | 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 19:1  توسط پرستو  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 18:51  توسط پرستو  | 

سیب

تو به من خندیدی

و

نمی دانستی

من به چه دلهر از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوی

د سیب را دست تو دید

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

در گوش من سال هاست

ارام ارام

خش خش

گام تو تکرار کنان می دهد ازارم

و من اندیشه کنان

غرق در این پندارم

که چرا

خانه ی کوچک ما سیب نداشت
زنده یاد حمید مصدق

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 18:26  توسط پرستو  | 

سلام

می خواستم بگم که اگه کسی اومد اینجا و فکر کرد که مطالب یا عکس ها از وبلاگ اون گرفتم خواهش می کنم ناراحت نشه

سعی میکنم که منبعش رو بگم

و اونایی که نمی گم بدونین که نمی دونم از کجا اوردم یعنی یادم رفته

خواهش می کنم ناراحت نشین

اوکی ی ی ی ی ی ی

طفلکی ایلیاد هکش کردن

چون کپی می کرده

خوب اون از کجا میدونسته

اخههههههههه

دلم براش می سوزه

ایلیاد یکی از دوستای گلم هستش

از شیراز 16

اگه وبلاگش درست شد حتما" لینکش می کنم

با بای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

دعام کنین

به دعا تون محتاجم

مرسی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 18:25  توسط پرستو  | 

سلاممممممممم

من ویومدم

دیگر توان ایستادنم نیست

وقتی که ترانه های گم گشته

در هوای سرگردانی میمیرند

وقتی که قاصدکهای بی خبر

پیام تهی شدن می آورند

و گلهای تازه شکفته

به پرپر شدن خو می کنند

وقتی که نگاه تازه متولد شده ایی

در خفقان انتظار می میرد

...

دیگر توان ایستادنم نیست

می روم تا به امتداد جاده ها بگویم

که بی تو شکستن ساقه ها حتمی ست

 

 

 

!ASL PLS

پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟ 

دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls

پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟

دختر: تهران/نازنين/۲۲

پسر: اِ اِ اِ  چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.

دختر: مرسي!شما مجردين؟

پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟

دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه   MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟

دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم. 

دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟

پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟

پسر: خيابون دربند. شما چي؟

دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟

پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟

دختر: اسم فاميلي شما چيه؟

پسر: من؟ حسيني! چطور؟

دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين........

دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!

پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!

دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي

پسر: باشه عمه ملوک! باي......

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 11:47  توسط پرستو  | 

راستی بزارین کمی از خودم بگم

پرستو|17|بوشهر

رشته ی انسانی

پیش دانشگاهی درس می خونم

توی یه خانوادی مذهبی|فرهنگی|تحصیل کرده بزرگ شدم

یا بهتر بگم همه ی اعضای خانوادم تحصیل کرده هستن

بابام لیسانس

مامانم لیسانس

داداشم لیسانس

خواهرم دانشجو

خودممممممممممممم منی دونم شما اگه می دونین بگین

ا ا ا ا ا ا ا یعنی شما نمی دونین

واااااااا چه دوستای هستین شما

بابا من دیپلم انسانی

الان هم (به قول دخر خالم پیش)

دیگه چی بگم

 

بپرسین تا بگم

راستی بهترین دوستام فرشته _طیبه_زهرا(مهناز_مهسا_بهرام_(جمشید_نگین این دو نفر خیلی همدیگه رو دوست دارن امید وارم یه روزی....)_لیدا===========>اینا بچه های گل محلمون هستن

 

 

سارا که واقعا" دختر خوبیه من هم دوسش دارم از اون کرم کتاباست

خاطره یا خاطی که اخرشه

راحله

مینا

فاطمه

سمانه

نسیم

مرجان

ندا

منال

مریم

راستی کلاس زبان میرم 13

رنگ نارنجییییییییییییییی_ ابی اسمونی _سفید رو خیلی دست دارم

از رضا صادقی_فرشاد فرزین پور

شهاب تیام

محسن یگانه

بنیامین

چاوشی

حمیرا

امید

معین

همه ی خواننده ها رو دوست دارم

اماااااااااااااااااا(صادقی) فرق فکوله

 

راستی قدم هم خیلی بلنده

خیلی

همه میگن قیافت حرف نداره

اخه می دونید من لاغرم

فکر کنم قدم 167 باشه

وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

خدای من وقتی فکر می کنم که سال دیگه نه مدرسه نه دانشگاه(چشمک) دارم

دیونه می شم

اخه شما که نمی دونین چه قدر تو مدرسه خوش میگذره

همش خنده........... همش مسخره

بچه های کلاسمون خیلی با حال هستن

خیلی

یعنی امکان نداره ما یه روز تو کلاسمون دعوا داشته باشیم

اگه هم دعوا کنیم همش مسخره بازیه

یکی از بچه های کلاسمون اسمش پریسان

خیلی باحاله اولین ساله که اومده تو مدرسه ی ما

اهل برازجان

خیلی دختر باحالیه

توی کلاس همش اس ام اس میفرسته

البته تو کاغذ

حالا اگه شد اس ام اساشو اسکن می گیرم و اینجا براتون می زارم

البته شاید

زبانو خیلی دست داره اما زبانش زیاد خوب نیست

به قول خودش می خوام برم مترجمی زبان اما هیچی بارم نیست

خوب بسه دیگه از مردم حرف زدن

کمی از م.............ع...............ل................م..............ا بگیم

که مارو واقعا" دیونه کردن

 

 

همه ی معلمای مدرسه ی ما مرد هستن

فقط یه زن داریم

که بیچارش کردیم

معلم ادبیات

 

می خوام از بهترین معلمم بگم که واقعا" بهترین معلم توی استان بوشهر

معلم ترم قبل کلاس زبانم اقای ...........

لیسانس مترجمی داره

و خیلی بلده

من خیلی قبولش دارم

یه معلم دیگه ی داریم

که معلم جغرافیان

از همه چی سر در میاره

از جغرافیا...........................تا زبان و زیستو

دیگه خلاصه مخه

دانشگا شهید بهشتی تهران خوانده

و فاملیش هم اقای .........

تازه خط قشنگی هم داره

طفلک چند ما پیش که برادرش از دانشگاه افسری اومده بود تصادف کرد و مرد

خیلی گناه داره

خیلی|خیلی

امسال خواهرش اومه معلممون شد که خیلی خوش اخلاقه من خیلی دوسش دارم

 

خوب دیگه برین نظر زور ودین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 22:44  توسط پرستو  |